موضوع سرياني مخصوصاً عجيب است. چون بيشتر معارف يوناني فقط از طريق زبان سرياني به دست مردم عربيزبان رسيد. اينك، همين معلومات از عربي به سرياني ترجمه ميشد و موضوع فقط اين نيست. برخي از آثار ابوالفرج سرانجام، به عربي ترجمه شد. اين مرحلهٴ آخر را به دو طريق ميتوان توضيح داد ــ شاهدي بود بر اعتبار او يا انحطاط تدريجي علم عربي.
7. از عربي (يا فارسي) به ارمني. ترجمهٴ يك رسالهٴ نجومي عربي (يا فارسي؟) به مخيتار آني منسوب است. آثار ديگري را ميشد به آساني از مآخذ يوناني و لاتيني اقتباس كرد، چون برخي از فضلاي ارمني با متكلمان يوناني، و برخي ديگر ــ كه عدهشان بيشتر بود ــ با كشيشان و مبلغان قلمرو لاتيني ارمنستان كوچك يا كشورهاي همسايه، از قبيل قبرس، در تماس بودند. در واقع ترجمهٴ هيچ اثر علمي يوناني يا لاتيني را به زبان ارمني از اين دوره نميشناسم.
8. از عبري به لاتيني و زبانهاي روميايي. جريان ترجمه از عبري به لاتيني و همچنان كه در زير خواهيم ديد، از لاتيني به عبري از رويدادهاي جالب اين عصر است. تعداد مترجمان عبري چندان زياد است كه بايد آنان را به سه گروه فرعي تقسيم كرد: الف) اسپانيايي؛ ب) ايتاليايي؛ ج) انگليسي و فرانسوي.
الف) گروه اسپانيايي. آلفونسو ملقب به فرزانه بيشتر بهخاطر ترجمههاي عربي معروف است، ولي او در عين حال فرمان داد تا برخي آثار تلمودي و قبّالي را ترجمه كنند. با توجه به اين كه، بهترين همكاران او يهودي بودند، علاقهٴ وي به زبان عبري طبيعي به نظر ميرسد. ميگويند كه ميخواست ترجمهٴ جديدي از عهد عتيق به زبان اسپانيايي فراهم شود. مسلم است كه هرمان آلماني زبور را به آن زبان ترجمه كرد. وي اين ترجمه را از روي وولگات با مراجعه به اصل عبري انجام داد. اين نخستين اقدام براي ارتباط مستقيم يك ترجمه به زبان محلي با منشأ اصلي آن بود.
نميدانم آيا هرمان از طرف شاه تشويق شده بود يا نه، ولي كاملاً اينطور به نظر ميرسد. هرمان از 1266 تا هنگام وفاتش در 1272، اسقف آستورگا در ليون بود؛ از اين رو ميبايد با شاه ليون در ارتباط بوده باشد. ترجمههاي ابراهيمبن شم طب طرطوسي همچنان كه از عربي صورت گرفته ممكن است از عبري هم بوده باشد، از اين رو، در قسمت ديگري ذكر ميشود. اظهار نظر در چنين مسائلي بسيار مشكل است.
ب) گروه ايتاليايي. شاه مانفرد به معارف عربي و عبري علاقهٴ صميمانهاي داشت. كتاب التفاح، يعني محاورهٴ ارسطويي منحولي كه متن عربي و عبري آن در دست نيست، با هدايت مانفرد از عبري به لاتيني ترجمه شد؛ حتي گاه اين ترجمه را به خود او نسبت ميدهند.
بزرگترين مترجم عبري به لاتيني يك مسيحي بود كه خود را جوواني كاپوايي ميخواند.
وي دو رسالهٴ طبي (يكي از ابن ميمون، و ديگري التيسير ابن زُهْر)، و افسانههاي كليله و دمنه را